بهــــــــــــــــــش بگو ...
بگو که دیدیم ...
بگو که هستم ..
بگو هنوزم چشام و بستم ...
بگو برگرده ...
بهش بگو ..
تنم تب کرده...
بگو دوباره دلم هواش و کرده...
چرا بهم نگفتی حالش چطوره...
نکنه رفته ؟ با دیگرونه؟
هنوز نگاش و یادم نرفته....
اون روز تو بارون آخر هفته....
حسی ندارم به دیگرون که جاش و بگیرن...
نمیدونن که 2 ساله دارم بی اون میمیرم...
+عجب شاعری بشم من ههه
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 21:34 توسط parisa
|